نقش پدر و مادر به عنوان آموزگار در تربیت فرزندان

                        

                       نقش پدر و مادر به عنوان آموزگار

به عنوان پدر یا مادر از شما انتظار می رود نقش های متعددی در زندگی کودک خود ایفا کنید. یکی از مهمترین این نقشها، ایجاد یک محیط پر مهر و محرک برای فرزندتان است. نقش دیگر، نظارت بر رشد سالم اوست. نقش دیگر شما آن است که به کودک خود کمک کنید تصویر خوبی از خود داشته باشد ، هر چند ما هیچ عامل واحدی نمی شناسیم که  مطلقا برای کمک به کودک شما در دستیابی به این تصویر نقش اساسی داشته باشد. ولی آنچه که میدانیم این است که پذیرش همیشگی نامشروط، اهمیت دادن ، همدردی و احترام ،حفظ یک رابطه مشترک بزرگ بین کودک و خوتان، و تشویق آزادی و استقلال در چار چوبهای مشخص، مسلما بهترین زیر بنا برای ایجاد چنین تصوری است.

در حال حاضر ما میدانیم که کودک از بدو تولد شروع به جذب اطلاعات می کند و قسمت اعظم این اطلاعات را از والدین می گیرد. بنابراین مسئولیت کامل یادگیری اولیه کودک بر عهده والدین است و نقش آن ها به عنوان معلم بسیار حائز اهمیت می باشد.

مهارتهایی که مشوق یاد گیری هستند

از جمله مسئولیت های پدر یا مادر، تشویق قوه تخیل، آموزش تدریجی نظم و انضباط، و آموزش مفید بودن به کودک است. پس مهم  است که والدین مهارتهای لازم برای انجام بهتر وظایف خود را بیاموزند.

اهداف مناسب تعیین کنید

از قرار دادن اهدافی که مبهم یا همواره فراتر از تواناییهای کودک شماست، بر حذر باشید. هرگز کمال گرا نباشید زیرا این مسئله سبب سرخوردگی شماست و کودکتان خواهد شد و نهایتا کودکی غمگین و سرخورده خواهید داشت که فاقد شکوفایی و رشد دلخواه است . هرگز در دام انتظارات بیش از حد در کوتاه  مدت نیافتید، ولی در جریان دستاورد ها و موفقیتهای کوچکی که کودک شما هر روز به آن دست میابد باشید. فکرتان را به کمبودها متمرکز نکنید؛ بلکه سعی کنید از هر گونه عمل مثبت یا پیشرفت کودک متوجه شوید و از آن ها تقدیر کنید.

نرمش بیش از حد به همین اندازه برای کودک شما مضر است. بی شک انگیزه های شما خیر خواهانه است و لی نرمش بیش از اندازه و لوس کردن و حمایت افراطی از کودک، ممکن است فرزند شما را وابسته نگهدارد، باعث شود او احساس بی دست و پایی کند، و احتمالا سبب شود نقش یک قربانی را به خود بگیرد،که در این صورت سازگاری او با زندگی بسیار دشوار خواهد شد.

همواره مشارکت کنید

یکی از وظایفی که به عنوان معلم کودکتان به عهده شماست آن است که واقعا باید (کارهایی انجام دهید). در واقع مجبورید خیلی بیش از آن چه تمایل دارید کار انجام دهید. کودک شما تا پس از ۸ سالگی از طریق نمونه و تقلید یاد می گیرد، و یکی از بهترین راهها برای نشان دادن یک نمونه خوب به وی این است که برخیزید و در مقابل او یا همراه با او کاری انجام دهید. این بدان معناست که نباید فقط به دستور دادن یا راهنمایی کردن کودکتان اکتفا کنید. مثلا به جای این که رفتار فرزند خود را با گفتن((با انگشتانت غذا نخور )) اصلاح کنید، قاشق خود را بردارید و تعمدا حرکات را انجام دهید و در همان حال بگویید (( ما با قاشقمان غذا میخوریم)). به جای اینکه به او بگویید(( برو اسباب بازی هایت را جمع کن )) باید دست فرزند خود را بگیرید، زانو بزنید، و این کار را به صورت بازی با هم انجام دهید و بگویید((وقتش است اسباب بازی هایت را جمع کنی)). حرکات توام با اندکی خیال پردازی یا شوخ طبعی یا بازی، برای وادار کردن کودک به انجام آن چه می خواهید،مثلا جمع کردن اسباب بازی ها،  بسیار مفید است.

میتوانید به جای قطع کردن بازیهای بچه ها، به آن ها ملحق شوید. مثلا اگر در حال قطار بازی هستند پیشنهاد کنید قطار به جای حرکت روی ریلها وارد ایستگاه شود و در همان حال مشغول مرتب کردن اتاق  و برداشتن صندلی ها از وسط راه شوید. میتوانید از راننده کامیون ( دخترتان) بخواهید کامیون را داخل گاراژ ببرد یا اسب- سوار ( پسرتان) را وادارید اسب را به داخل اسطبل براند.

تکرار کنید، تکرار کنید، تکرار کنید

در مورد تمام کودکان، ولی به ویژه کودکان خردسال، ضروری است که بارها به آنها گفته شود که یک کار را انجام دهند، هر چند این کار برای شما ممکن است خسته کننده باشد. مثلا فرض کنید یک کودک خردسال هنگام خوردن غذای سرپایی، صرف نهار یا انتظار برای هر چیزی آرام نمی نشیند. در این صورت ممکن است مجبور باشید پیامهای معینی را، مثل ((هنگام غذا خوردن پاهایمان را تاب نمیدهیم و به صندلی لگد نمیزنیم))، ماهها و ماهها تکرار کنید تا زمانی که بدن کودک هم مانند ذهنش پیام را دریافت کند.

نمونه ها ی مثبت را ارئه کنید

به یاد داشته باشید که تا حد امکان مسائل را به نحو مثبت بیان کنید. مثلا بگویید (( چه گربه کوچولوی نازنینی است؛ بیا نوازشش کنیم)) و به کودکتان نشان دهید این کار را چگونه انجام دهد. سپس دست او را بگیرید و حرکت را با او انجام دهید. فریاد نکشید (( گربه را اذیت نکن)). جملات منفی را از همان لحضه ای که شروع به صحبت میکنید ایجاد ناراحتی میکنند. مغز کودک الزاما همه کلمات را دریافت و تحلیل نمی کند. بنابراین در مورد بالا، پیام شما ممکن است (( گربه را  …. اذیت…..کن!)) از آب درآید – یعنی عکس مقصود شماست!

فقط بعد از سن مدرسه است که کودک آمادگی پاسخ دادن به دستورات صرفا کلامی بدون همراهی حرکات را دارد. بنابراین تا جایی که میتوانید سخنان خود را به نمایش در آورید و به کودک خود تصویری از کار مورد نظر ارائه کنید. سعی کنید کارهایتان را به صورت نمایشی و اغراق شده انجام دهید. به جای اینکه بگویید (( موقع وارد شدن در را به هم نزن!)) هنگامی که صدای پای فرزندتان را می شنوید به طرف در بروید، در آن جا او را استقبال کنید و سپس بگویید (( ما در را آرام می بندیم)) و در همان حال دست او را به آرامی در تقلید عمل بستن در، حرکت دهید؛ سپس همین حرکت را در حالی که او دستگیره در را در دست دارد تکرار کنید و در را به آرامی ببندید.

یقین کنید که کودک میتواند دستورات را به خاطر بسپارد

تا زمانی که حافظه کودک شما کمال نیافته است انتظار نداشته باشید رفتار صحیح را به خاطر بسپارد، هر چند آن را بارها و بارها نشان داده باشید. یادگیری از طریق کمال تدریجی و تکرار حرکات، که سبب شکل گیری عادتها در کودک شما می شود،حاصل میگردد.

نباید تا قبل از ۵ سالگی از کودکتان انتظار داشته باشید  آنچه که باید و نباید انجام دهد به یاد آورد. هنگامی که حافظه او به رشد کامل برسد، مطالب را فقط پس از چند بار گفتن  و خیلی سریعتر به یاد خواهد آورد.

تمرکز کودک را به هم نزنید

بسیاری از کودکان از نظر مدت زمان تمرکز مشکل دارند و پرورش آن نیز دشوار است، زیرا طبیعی است که کودک خوردسال قدرت تمرکز به اندازه افراد بالغ ندارد. یکی از کارهای اصلی که میتوانید جهت کمک به حفظ توجه کودک خویش انجام دهید این است که وقتی مجذوب چیزی شده است تمرکز اورا بر هم نزنید. از مداخله کردن خود داری کنید تا زمانی که توجه او معطوف چیزی دیگر شود، آنگاه از یک کار خوب او تقدیر کنید.

توجه کنید

توجه به کودک خردسال بایستی نمایشی و آشکارا باشد. کودک نسبت به توجه یا عدم توجه شما بسیار حساس است. او یا به خاطر عدم توجه کامل شما، کار یا سخنتان را متوقف می کند یا دست و لباستان را به منظور جلب توجهتان می گیرد. کودک فقط هنگامی احساس می کند به او گوش می دهید که با او تماس چشمی برقرار کنید و کارتان را برای گوش دادن به او رها کنید، و این کار را باید انجام دهید. اگر این کار را از سن خیلی پایین شروع کنید، کودک می فهمد که دارای شخصیت است و شما به او به عنوان یک شخص، احترام می گذارید.

موارد منع را بشناسید

با وجود این که مسائل را با ارائه نمونه به کودک خود نشان می دهید و از بیان مثبت استفاه می کنید، مواردی نیز وجود دارد که لازم است به فرزند خود(( نه)) بگویید، و کودک شما باید بفهمد وقتی می گویید ((نه))، کاری که انجام میدهد ممنوع است. با این حال پس از مدت زیادی فکر کردن، من فقط سه موقعیت را یافتم که حتما لازم است به کودک نه گفت. در منزل ما این موارد عبارت بودند از:

۱- زمانی که کودک من می خواست کاری کند که برای او خطرناک بود.مثلا دست زدن به قابلمه روی اجاق،به خصوص موقعی که پر از مایع داغ بود.

۲- هنگامی که کارهای کودک من برای دیگران مضر بود، مثلا مسئله ساده ای همچون با سر و صدا بازی کردن، یا به صدا در آوردن اسباب بازیهایش در اطراف یک طفل به خواب رفته.

۳- هنگامی که کار کودک من حقیقتا باعث خسارت می شد، مثلا هنگامی که می خواست مدادرنگی هایش را روی دیوار اتاق نشیمن به کار ببرد.

حتی هنگامی که ((نه)) می گویید، لازم نیست این کار را به شکل رویارویی مستقیم و برخورد اراده ها انجام شود. بهترین راه ممکن برای انجام این کار، معطوف کردن حواس کودک به چیزی دیگر است که میدانید خیلی به آن علاقه دارد. مثلا زمانی که میخواهید برای بازی کردن بیرون نرود، می توانید لباسهایی را که دوست دارد بیاورید و به تنش کنید.

همیشه ارزش دارد قبل از اینکه تصمیم به گفتن نه بگیرید، چند لحظه دست نگه دارید تا مطمئن شوید که دقیقا میدانید کودک شما چه قصدی دارد و اینکه واکنش شما صحیح است یا خیر. مهم است که امر انظباط ساده و همیشگی باشد تا کودک شما متوجه شود خواسته های شما چیست، متوجه شود شما در خواسته های خود جدی هستید، و این که حرف شما بلافاصله با عمل مورد انتظاری همراه خواهد شد.

در رابطه با منضبط کردن کودک، غیر ممکن است او را مجبور به انجام کار درست کنید، زیرا او توانایی فکری لازم برای تشخیص بین درست و غلط را ندارد، اراده او نیز بسیار قوی است. شماباید بفهمید که کودک شما کارها را در رابطه با شما انجام نمی دهد و نمی تواند رفتار خود را به دلیل خواست شما تغییر دهد، بنا براین اسرار در این امر بی فایده است.

تا سه سالگی ، خواست کودک شما ابتدا از غریزه به کشش، سپس به میل، و نهایتا به انگیزه تبدیل میشود. حدود دو و نیم سالگی یک عنصر احساسی وارد صحنه میشود. با این حال در این سن گفتن این که چرا از کودکان می خواهید کار هایی انجام دهند کار ساز نیست، زیرا آن ها هنوز تصوری از انگیزه داشتن برای انجام کارها ندارند. کودک سه ساله شما قادر به عمل کردن همراه با تفکر نیست، و اگر از او بخواهید سعی کند انگیزه های خود ار درک کند، قادر به این کار نخواهد بود، استدلال خیلی دیر تر از این سن ظاهر می شود_ در برخی کودکان در حدود نوجوانی.

بار آوردن کودکان مفید

کوکان بسیار خوردسال، حتی کمتر از دو سال رفتاری یاریگرانه، سخاوتمندانه، و توام با مهربانی، به خصوص نسیت به مادرشان از خود نشان میدهند. این نیز واقعیت دارد که برخی کودکان مهربانی نوع دوستی بیشتری نسبت به بقه از خود نشان می دهند. اغلب ما دوست داریم کودکانمان این گونه باشند، بنابراین در این اطلاعات مختصری در مورد این که چگونه میتوانید محیط خانوادگی فراهم کنید که به نظر میرسد به تربیت این گونه کودکان کمک میکند ، ارائه میکنیم.

جو خانوادگی پرمحبت ایجاد کنید

والدینی که معتقد به دوست داشتن، تربیت کردن و حمایت از کودکان خود هستند، فرزندانی  دارند که در این ارتباط با دیگران کمک کننده تر، دلسوز تر، و با ملاحظه تر هستند. این موضوع احتمالا منعکس کننده دلبستگی مطمئن کودک به والدین و نتیجه خلق و خوی خوب شماست. این موضوع همچنین بدون شک بازتاب این حقیقت است که کودک رفتار خود ار از روی رفتار شما مدل سازی می کند. اگر خلق کودک شما مساعد باشد احتمال این که به کسی کمک کند خیلی بیشتر است، بنابراین ارزش دارد او را در چنین وضعی نگه دارید.

مقررات وضع کنید و دلیل آن را توضیح دهید

یکی از دلایل این که چرا یک تربیت کاملا بی انظباط برای بچه ها مضر است این است که آن ها با والدین اندکی مقتدر بهتر شکوفا می شوند و بهتر رشد میکنند. روی هم رفته کودکان دوست دارند راهنماهای مشخصی در ارتباط با مقررات و معیارها داشته باشند. چنین الگوی تربیتی سبب پرورش عزت نفس و محبوبیت میشود.

والدینی که هم پیامد عمل یک کودک را توضیح میدهند مثلا (اگر جیمی را بزنی دردش می آید) و هم علاوه براین مقررات را نیز به طور واضح ، صریح و با احساس بیان میکنند ( تو نباید مردم را بزنی!) کودکانی تربیت میکنند که احتمال بیشتری دارد با دیگران از سر همدردی و یاریگری واکنش نشان دهند. تحقیقات فراوان نشان میدهد که بیان دلیل سخاوت و یاری گری، به ویژه اگر این دلیل مبتنی بر احساسات دیگران باشد به کودک کمک میکند رفتار مهربانانه و با ملاحظه داشته باشد.

همه والدین وقت زیادی صرف می کنند تا به کودکان بگویند چه کاری را نباید انجام دهند، و البته بسیار مهم است که به کودکان گفته شود چرا نباید کارهایی را انجام دهند _ به ویژه از تاثیر آن بر دیگران . اما از سوی دیگر، داشتن مقررات مثبت و تکرار مدام آنها نیز حائز اهمیت است، مثلا(ما همیشه باید به کسانی که کم بضاعت هستند کمک کنیم).

وظایف یاریگرانه تعیین کنید

آزاد گذاشتن بچه ها برای انجام کارهای مثبت در محیط خانه یا مدرسه، مثل آشپزی، نگهداری از حیوانات دست آموز، ساختن عروسک برای دادن به آن کودکان بی بضاعت، یا یاد دادن طریقه بازی کردن به برادران و خواهران خردسال تر سبب پرورش حس یاریگری در آنها می شود. البته تمام کودکان خود به خود چنین کارهایی انجام نمی دهند و بایستی از آن ها خواسته شود، مورد تشویق قرار گیرند، و حتی گاهی باید آن ها را مجبور کرد، هر چند اجبار بایستی با ملایمت باشد و گرنه نتیجه عکس می دهد.

مهمترین راه مفید بار آوردن کودکان این است که رفتار سخاوتمندانه، با ملاحضه، و یارگرانه ای را که دوست دارید آنها از خود نشان دهند، برای آن ها به نمایش بگذارید. هنگامی که تناقضی بین آنچه که می گویید و آنچه که انجام می دهید تقلید می کنند. بنابراین بیان واضح مقررات و رهنمودها در صورتی که رفتار شما بازتاب نداشته باشند، به هیچ وجه کافی نیست.

استفاده مثبت از انضبات

انضباط چیزی بیش از اصلاح رفتار نامطلوب است. یکی از معانی آن کمک به کودک در جهت رشد سالم ذهنی، عاطفی، و جسمانی است. هنگامی که کودک ما نوزاد است، از جسم وی مراقبت میکنیم، سپس کودک نوپای خود ار با آشنا کردن او با کارهای روزانه هدایت می کنیم و آن گاه، با بزرگتر شدن او، دست او را می گیریم و سعی میکنیم خودمان الگویی برای او باشیم. فقط در سن مدرسه است که داستان ها و بیان سخنان بدون ذکر نمونه از جانب شما به فرزندتان کمک می کند.

اصلاح رفتار بد و انتظار اینکه کودکشما آنچه را که شما فکر می کنید درست است تکرار کند، چندان مناسب نیست. به یاد داشته باشید که عمل کودک را باید در مقطع حاضر اصلاح کنید بدون اینکه انتظار داشته باشید کودک شما دفعه بعد نیز همان موضوع را به یادداشته باشد. به  یاد داشتن این مطلب به شما کمک میکند خشمگین نشوید و بارها و بارها الگوی رفتار صحیح را ارئه دهید. هدف شما باید قاطعیت توام با محبت باشد. بیشتر کودکان به مقداری انضباط و مقدار زیادی آهنگ منظم در زندگی خانوادگی واکنش مثبت می دهند. منظور از آهنگ منظم، کارهای معمول صبحها و شب هنگام است، مانند زمان خوردن غذای سرپایی، وقت نهار، وقت بازی، وقت خواب نیم روزی و وقت استحمام. کودکان با استفاده از الگو و آهنگ زندگی منظم شکوفا می شوند. نظم در زندگی سریعا به عادت، آن هم عادتی بسیار لذت بخش، تبدیل می شود. نظم در امور مختلف خانه به عنوان یک هنجار پذیرفته می شود و این موضوع به رفع بسیاری از مشکلات، کشمکشها، و مشاجرات در مورد خوردن، حمام کردن، و به رختخواب رفتن کمک می کند. بیشتر کارشناسانی که با کودکان کار می کنند معتقدند که کودکان برای ادامه رشد سالم خود و برخورداری از بهزیستی عاطفی نیازمند نوعی ساختار در دنیای خارجی خویش هستند. چنین محیطی زمینه را برای یاد گیری نیز مساعد می کند، زیرا وقت کافی برای همه کارها را فراهم می آورد. این مفهوم را می توانید با عباراتی مثل(حالا وقت بازی کردن است)،(حالا میتوانی هر کاری دوست داری انجام دهی)،(حالا وقت غذا خوردن است)،(حالا وقت خواب است)،(حالا وقت حمام رفتن است)، و غیره تقویت کنید می توانید هر یک از این نشان گذاریها را در زندگی روزانه کودک، به عنوان فرصتی جهت آموزش کودکتان به کار ببرید.

اوقات غذا خوردن

با هم غذا خوردن از فعالیت های عمده اکثر خانوادها و یکی از بهترین روشها جمع کردن خانواده به دور یکدیگر و آموزش چگونه گی تعامل با گروه به کودکان است. اما باید مراقب باشید هیچ گاه اوقات غذا خوردن به میدان جنگ یا هرج و مرج تبدیل نشود و آداب به حد معینی رعایت گردد و این گونه نباشد که اعضای خانواده صرفا سر غذا بیایند، چیزی را برادارند و با عجله بخورند.

مسئله مهم غذا خوردن سر ساعات مشخص است زیرا این کار به ایجاد نظم در زندگی خانوادگی کمک میکند. در مورد خودنگارنده، به مرور فرزندانم بزرگتر شدند و به مدارس متفاوتی رفتند و من و وشوهرم نیز ساعات کاری مختلفی داشتیم اما جمع شدن سر میز صبحانه باعث می شد باز هم احساس(با هم بودن) کنیم. در زمان صبحانه، همگی ما روز را با هم شروع می کردیم و برای این کار باید زمانی بیدار می شدیم که با فرزندی که زودتر از منزل خارج می شد، صبحانه بخوریم. روزی نبود که همگی با  هم صبحانه نخوریم و این کار به ما احساس قدرت فراوان و امنیت خاطر میداد.

من معتقدم هنگام غذا خوردن باید بر رفتارهایی خاص اصرار ورزید تا به واقعه ای توام با آرامش و هماهنگی برای همه اعضای خانواده تبدیل شود. خصوصا کودکان خردسال لازم است در محیطی آرام و بی سر وصدا و به دور از مزاحمت رادیو، تلوزیون، یا کسی که در اطرافشان بازی کند، غذا بخورند.

اگر کودک کج خلقی کرد، فورا او را به بیرون ببرید ولی نه به اتاق خواب، زیرا یاد میگیرد که از آن متفر شود، بلکه به اتاقی که در آن اسباب بازیهای زیادی برای سرگرم کردن او موجود باشد.خواهید دید که اگر این کار را اولین باری که کودکتان کج خلقی کرد انجام دهید، احتمالا رفتار خود را تغییر خواهد داد و پس از چند دقیقه باز خواهد گشت، زیرا اصلا دوست ندارد از جمع عقب بماند.

هنگام غذا خوردن در مورد مسائل بزرگتر ها صحبت نکنید زیرا لازم است کودکان در گفتگو های هنگام غذا خوردن شرکت داشته باشند. باید موضوع مورد بحث و روش بیان مطلب را به گونه ای انتخاب کنید که ساعت غذا خوردن فقط زمانی برای غذا خوردن نباشد، بلکه زمانی برای گوش دادن، همفکری، گفتگو، همکاری، و آموختن انطباق با دیگران باشد.

خیلی از چیز هایی که در زندگی انجام میدهیم یک پایان رسمی دارند، بنابر این وقت غذا خوردن را نیز به همین صورت پایان دهید.نباید به کودکان اجازه داد قبل از گفتن این که غذا را تمام کرده اند و کسب اجازه از دیگران، سفره غذا را ترک کنند، هر چند البته نمی توان قبل از چهار یا احتمالا پنج سالگی چنین انتظاری از آن ها داشت. اینکه به کودک بیاموزید در پایان غذا خوردن با اجازه خواست از دیگران سفره غذا را ترک کند صرفا یک رسم قدیمی نیست بلکه روش مفیدی است برای اینکه برادیند چه کسی غذای خود را تمام کرده است.

ساعات به رختخواب رفتن و بیدار شدن

لازم نیست ساعت به رختخواب رفتن زمان مخصوص و تغییر ناپذیری باشد، اما باید همراه با نوعی اعمال منظم، چیزی شبیه مراسم خاص باشد، که کودک آن را به عنوان پایان خوشی برای روز به خاطر بیاورد و انتظار آن را بکشد. کودک باید به محض شروع تشریفات خواب بداند که باید منتظر اوقاتی دوست داشتنی با مامان و بابا باشد. این موضوع خود به خود سبب ایجاد سکوت، آرامش، تسکین و حتی خواب آلودگی در کودک در حالی میشود که به آرامی کنار تخت او می نشینید و برایش قصه می گویید و یا شعر میخوانید و سپس روی تخت خم میشوید به طوری که در امنیت بازوان شما به خواب رود. اگر ساعات خوابیدن را لذت بخش کنید و با اختصاص قدری وقت و حوصله سعی کنید مثلا مانع از ناراحتی کودک خود و دشوار شدن خوابیدن برای وی شوید کودک شما به طور طبیعی  در حوالی شش سالگی وارد مرحله ای میشود که به محض احساس خستگی، با رضایت خود و بدون وادار شدن از طرف شما و بدون سرصدا و وقت کشی به طرف رختخواب کشیده میشود.

من همیشه معتقد بوده ام که طرز به خواب رفتن کودک برای سرحال آمدن ذهن و روح علاوه بر جسم وی حائز اهمیت است. همیشه آرزو داشته ام کودکم بدون ناراحتی، و مسلما بدون گریه کردن به خواب برود. بنابراین از خطاهای کوچک نزدیک ساعت خواب فقط با یک تذکر ساده میگذارم طوری که فرزند من هنگام خوابیدن آرام باشد. همیشه معتقد بوده ام که چنین خطاهایی را،  درصورت تکرا ر، میتوان وقت دیگری، که کودک سر حال تر است و تا این حد به خواب احتیاج ندارد، اصلاح گردد.

اگر کودک خردسال دارید، تقریبا تمام زمان پس از شام باید هماهنگ با آماده ساختن او برای خواب باشد. شما میتوانید یا مرتب کردن اتاق حال و هوای بازی را کاهش دهید، سپس نوبت استحمام یا شستشو، مسواک کردن دندانها، و پوشیدن لباس خواب می رسد، آنگاه می توانید با کودک خود مشغول بازی های آرام و کنش متقابل شوید. در این وقت از شبانه روز به آرامی صحبت کردن یا به نرمی آواز خواندن میتواند حالتی آرام و خواب آور برای کودک برای کودک فراهم آورد. با اطمینان  از ملایم بودن نور، مثلا با استفاده از چراغ خواب، و آن گاه زمزمه کردن به مدت ده تا بیست دقیقه با کودکتان که آماده خواب است، میتوانید حالتی از آرامش، محبت، و همراهی ایجاد کنید.

همان گونه که خوابیدن با حالت ذهنی مناسب مهم است، بیدار شدن با نشاط نیز اهمیت دارد. شروع روز باید با شادی همراه باشد، بنابراین ارزش دارد که مقداری وقت و تلاش برای مهیا شدن جهت آن صرف کنید. برای نمونه اگر لباس های فرزند تان را دم دست او بگذارید، او از سن پایین تری شروع به پوشیدن لباسهای خود میکند. همچنین میتوانید لوازم ورزش، لوازم مدرسه، نهار، وغیره را شب قبل آماده کنید تا بتوانید فکر خود را روی هرچه شاداب کردن صبحگاه متمرکز نمایید.

در بیشتر خانواده ها مشکل اصلی صبحها عجله داشتن است، که برعکس باعث میشود کودکان هر چه کند تر حرکت کنند که خود می تواند حال بدی برای کل خانواده به وجود آورد. اگر شما وقت بیشتر داشته باشید کودک خود را به طور ناگهانی از خواب بیدار نخواهید کرد، زیرا بچه ها هم درست مثل ما برای عبور هرچه آرام تر از مرحله خواب به هوشیاری به زمان احتیاج دارند. ممکن است کودک شما پس از بیدار شدن هنوز ذهنی خواب آلوده داشته باشد. در این صورت برای ده تا پانزده دقیقه قادر به مواجهه با هیچ نوع پرسش یا فعالیت سریع ویا یادآوری مسائلی مثل مسواک زدن دندان هایش نیست. بنابراین سعی کنید از هر گونه پرسش و یا درخواست انتخاب از فرزندتان اجتناب کنید. همچنین باید سعی کنید نظم خاصی به کارهای معمول صبحگاهی کودکتان بدهید،مثلا اول خارج شدن از رختخواب، سپس رفتن به توالت و بعد از آن مسواک زدن دندانها، شستن صورت و شانه کردن موها، آنگاه لباس پوشیدن و سپس صرف صبحانه.

وظایف روزانه

خوب است از کودکی هر روز وظیفه کوچکی به کودک خود واگذار کنید. با این کار شما عادت خوبی مثل مسئولیت پذیری، دقت و وقت شناسی و احترام گذاشتن به افراد و چیز های مختلف را درتمام مدت زندگی در او ایجاد می کنید.به عنوان مثال می توانید از کودک خود بخواهید یک کار ساده مثل آب دادن به گلدان، غذا دادن به ماهی ها، خواندن دماسنج و غیره را انجام دهد.

همچنانکه کودک شما بزرگتر میشود می توانید فعالیت هایی را که هر هفته در یک روز مشخص انجام میشوند. برای او تعیین کنید مثلا می توانید دوشنبه ها به پارک بروید، سه شنبه ها به استخر، چهار شنبه ها به خرید و پنج شنبه ها به بازی با دوستان اختصاص دهید یا روز جمعه فعالت های داخل منزل مثل رنگ آمیزی بازی های آبی، یا بازی با شن را انجام دهید. پس از آن نوبت فعالت های منظم سالیانه و جشن هایی میرسد که ماههای سال را نشانه گذاری میکنند. بهترین نمونه، جشن های تولد است، یک نمونه اعیاد مختلف است، تعطیلات تابستانی هستند، اما در واقع شما می توانید هی یادبودی را که خودتان میخواهید برگزار کنید. مثلا میتوانید شروع هر فصل را جشن بگیرید، که فرصت همه نوع فعالیتی مثل نقاشی کشیدن از تغییرات طبیعت و دنیای اطراف را فراهم می آورد. برای این منظور میتوانید درختان را با برگ یا بدون برگ، تغییر رنگهای طبیعت در فصول مختلف، تغییر آب و هوا، فعالیت های مختلف، بازی آدم برفی در زمستان و رفتن به کنار دریا و شنا کردن در تابستان را به کودکتان به عنوان موضوعات نقاشی خاطر نشان کنید.

همه اعضای خانواده ما جشن گرفتن ابتدای فصل ها را جالب توجه،  هیجان انگیز، و منبعی از احساس آرامش و امنیت می افتند. همچنین این موضوع به کودکان ما کمک میکرد مطالب بیشتری در مورد طبیعت، نحوه ای کار جهان هستی و طریقه زندگی جانوران یاد بگیرند و دارای آگاهی محیطی و زیست شناختی شوند.

ایجاد ارتباط موفقیت آمیز با کودکان

به عقیده من کودکان باید همیشه اجازه صحبت کردن، آن هم نه فقط در مورد موضوعات قابل قبول و بی خطر بلکه در باره مسائل بحث برانگیز و مورد اختلاف، را داشته باشند. به نظر من این امر از اجزای اساسی رشد یک خودانگاره خوب است و حاصل آنا اتکا به نفس و احساس این که آنچه کودک انجام میدهد و می گوید اهمیت دارد وبنابراین آگاهی از حقوق کودک، و حد و مرز آن مقدارد گفتوگوی اجتماعی که از نظر جامعه قابل پذیرش است می باشد.

من مصمم بودم که فرزندانم باید آنقدر احساس آزادی بکنند که هر موضوعی را، هر چقدر ممنوعه باشد در منزل مطرح کنند و همراه والدینی حمایت گر جای دیگری دنبال کمک بگردند. هنگامی که پسر چهار ساله ام برای اولین بار از من پرسید که آیا میخواهم یک لطیفه بی ادبانه بشنوم، لحضه ای مکث کردم و متوجه شدم لحضه حساسی است. لبخند زدم و گفتم خیلی دوست دارم این لطیفه بی ادبانه را بشنوم، که از قضا یک لطیفه کودکانه مربوط به توالت از آب درآمد. با این حال احساس کردم که این کارمانع را از میان برداشت و سبب  برقراری الگویی برای فرزندان من شد که بر اساس آن بتوانند هر موضوعی را در خانه مطرح کنند بدون اینکه مورد انتقاد قرار گیرند یا رانده شوند.

همچنانکه کودک شما بزرگتر میشود، تصمیمات شما را زیر سوال میبرد با منطق شما مقابله میکند، از ارئه نقطه نظر مخالف هراسی ندارد، و همانند یک فرد بالغ بدون از دست دادن کنترل خود بحث و مجادله میکند. بسیار مهم است که کودک شما یاد بگیرد همه این کارهارا در محیط صمیمی و امن یک خانه با محبت انجام دهد، قبل از این که صحبتهای خود را به میدان اجتماع ببرد.

شما باید قبل از هر معلمی به کودک خود نشان دهید که توانایی مستقل فکر کردن با ارزش است. بنابراین از تشویق پاسخ های درست و تنبیه پاسخ های غلط اجتناب کنید. والدین خوب هرگز در گوش زد کردن یا اصلاح همه اشتباهات کودک خود به محض انجام آنها، اجله نمیکنند. اگر این کار ار بکنید مهارتهای خود کنترلی و خود اصلاحی کودک شما به اندازه کافی شکوفا نمیشود و نیز میزان اعتماد به نفس او بسیار اندک خواهد بود.

بزرگسالان از قوانین مخالفت مودبانه بهرمندند و همین قوانین باید بر هر گونه ارتباط متقابل بین والدین و کودک نیز حاکم باشد. با استفاده از قوانین به کودک خود کمک خواهید کرد که عقایدی  برای خود شکل دهد، منطق او را تقویت میکنید، و به او یاد میدهید چگونه مسائل را به نحوی اصیل و مطمئن مورد سوال قرار دهد. شما میتوانید به فرزندتان اجازه دهید در یک جو دوستانه نظر خود را ابراز و با دیدگاه های شما مخالفت کند. یک پدر و مادر خوب از رشد توانایی های ذهنی و اعتماد به نفس کودک خود احساس غرور میکند و از مخالفت های او احساس نگرانی نمیکند.

ایجاد ذهنیت( اگر این طور نباشد چرا؟) روش خوبی برای کمک به همه جانبه نگری در کودک است، به نحوی که بتواند شقوق مختلفی را در یک زمان در نظر بگیرد. بنابراین هنگامی که کودک شما بدون فکر کافی، کار ناپسندی پیشنهاد میکند، کافی است لحضه ای اورا متوقف کنید و از او بخواهید فکر کند اگر آن کار ار انجام دهد چه اتفاقی خواهد افتاد و اجازه بدهید خودش به دلایل ناشایست بودن آن کار پی ببرد. بدین طریق او یاد خواهد گرفت هنگامی که شما یا کس دیگری را برای کمک به خود ندارد، عواقب کارهای خود را در نظر بگیرد.

همه این کارها کودک شما را تشویق میکند که تفکر و آینده نگری کند و بنابراین ارضای خود را برای مدت زمان بیشتر و بیشتری به تاخیر بیندازد، که این موضوع به قوه تشخیص و قضاوت و بلوغ اجتماعی وی کمک میکند. توانایی مهار هوس های ناگهانی نشان دهند رشد و بلوغ عاطفی است.

نقل قول از: دکتر میریام استاپرد

ترجمه: دکتر سهراب سوری

تایپ از مدیر سایت

 

Relatest posts

ثبت نظر

1 × 1 =

بالا
})